
|
همه آسوده می خوابند
همه آسوده می خوابند و فقط من با دیدن خود در آینه می ترسم تصویر زن سیاه پوش برای من آشناست و فقط من در میان کاغذ های این دفتر به دنبال تنهایم می گردم من بارها و بارها غم انگیز ترین نوای زمین را در خواب لمس کردم
لحظه صورتی
بعد از ان صدای هر روز ساعت پنج لحظه صورتی شکل گرفت نقطه سفید در سیاهی چه می درخشد! راحت سخن گفت زیبا نگران شدم و به سادگی گفت: "خانه ی ما گریه می کند" **************************************** این نوشته مربوط به تقریبا یک سال پیش می باشد . . .!
فردای تکراری
خالی از سکوت لحظه ها به دنبالم می دوند مانند بازی کودکانه چشم به راه صبح نمان سیاهی همیشگی شده فریاد در دسترس توست سرت را روی بالشت خیس نگذار بمان و به فردای تکراری بخند
نوشته های پیشین:
+
دکمه را بزن
+
فرشته ها
+
من فکر می کردم
+
از یک پیاده شدن ساده
+
بابک هم رفت
+
او هست
+
صبح تکراری
+
مدت هاست که ایجا ننوشته ام!
+
اگر کمی چشمانت را ببندی!
+
امشب/روز هفتم
+
او هست
+
ثانیه به ثانیه
+
صدایی می آید
+
هنوز پلکی نزدم
+
بهار
صفحات : |
آهنگ |6|
ترانه |4|
آذر 1387 |4|
آبان 1387 |4|
مهر 1387 |1|
مرداد 1387 |1|
تیر 1387 |1|
خرداد 1387 |2|
اردیبهشت 1387 |1|
فروردین 1387 |1|
اسفند 1386 |2|
بهمن 1386 |4|
دی 1386 |4|
آذر 1386 |5|
آبان 1386 |5|
مهر 1386 |3|
شهریور 1386 |2|
مرداد 1386 |5|
تیر 1386 |4|
خرداد 1386 |4|
فروردین 1386 |2|
Danial
فروغ
فرشید
ممد
میلاد
↓سپیدی↓
پریسا
کویر
آغاز سیاهی |-|
تاریکی |-|
Study In E Minor |-|
آسمون |-|
تو! |-|
آرشیو آهنگها
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدید ها :
كل مطالب :
كل نظر ها :
ایجاد صفحه : - ثانیه